تبليغاتX
یادداشت های من
 
   
     
 
 
  باید می رفت
تا به تمامی علامت ها پاسخ دهد...
علامت هایی که همیشه در پشت ذهنش آزارش می دادند.
همیشه غریبه ای را در دوردست ها می دید...
سیاهی که بر روی نیمکتی چوبی نشسته است.
و فکرش پر بود از خواهشات کهنه و ترک خورده
سال ها بود که منتظر بود...
منتظر رسیدن وقت رفتن
اما اکنون... باید می رفت
تا شاید آن سیاهی، علامت هایش را پاسخ گوید...

 
 
   |    نوشته شده توسط s.m.h.m
 
 
  صد سال تنهایی خویش را 

                               در زیر پرده‌های نازک رسوم

                                            با تکه‌های بریده شب می‌خورم

   و مانند آن پیرمردی که سال‌ها در کویر مانده بود

                                           خواب چشمه‌های پرآب می‌بینم

     تا روزی دیگر...

                       خود را آویزان همان رسوم کنم

 
 
   |    نوشته شده توسط s.m.h.m
 
 
  جاده تاریک و پر از گل، به سبب رفت و آمد موترهای لاری، چاله های باریک و بزرگی همچون جوی آب در خود ایجاد کرده بود که تنها راه رفت و آمد عابرین، از میان خرابه های اطراف جاده بود. بوته های خار در کنار همدیگر پیچ خورده بودند و از لابه لای خشت های خام و نم خورده خرابه به بیرون سرک می کشیدند. ورودی خرابه ها هم دروازه های چوبی که تنها چارچوبش باقی مانده بود دیده می شد، دروازه هایی که شاید سال ها پیش محل عبور اهالی آن خانه خرابه بود، سال ها پیش قبل از جنگ های خانمان سوز داخلی، همان جنگ هایی که خانه های بسیاری را به سرنوشت همین خرابه دچار کرده بود و شاید اهالی همین خانه ها در زیر آوار، همین خشت های خام دفن شده بودند.

 
 
   |    نوشته شده توسط s.m.h.m ادامه مطلب ... | 
 
 
  چقدر زشتی ها، و چقدر ناپاکی ها را در دنیای خود گسترانیده ایم، و چقدر به آن ها مباهات می کنیم. به حقیقت خدا در دنیای ما مرده است، ما او را به قتل رسانده ایم! و با چه لعاب و زیبایی خدایان دروغینی برای خود ساخته ایم! کفاره گناه ما چیست؟!
                                    «افتادن در پرتگاه جهان سوم»
اری خدا مرده است و به همین دلیل اخلاق خدایی در کشورهای جهان سوم نیز مرده است.

 
 
   |    نوشته شده توسط s.m.h.m
 
 
  حقیقتا زندگی‌ام در این محیط با بدشانسی گره خورده است. به هر چه تا حال فکر کرده‌ام، یا اصلا انجام نشده یا اگر هم شده طوری انجام شده که اصلا نمی‌شد، بهتر بود.
گویی بدشانسی رفیقی شده صمیمی که دست در کمرم انداخته و مرا همراه خود به سرزمینی می‌برد که فرسنگ‌ها از قافله تمدن به دور افتاده...
چه کنم؟
توکل بر نیرویی ماورایی؟! یعنی بنشینم و به انتظار و همچون دیگران بی‌خیال از این محیط نامطبوع و غمناک و خویش را راضی و خوشنود کردن با سرنوشت؛ اما اینها دیگر با روح و تفکرم همخوانی ندارد...
و در آخر...
هیچ کاری از من ساخته نیست جز انتحار؟!
انتحار تمام افکار و عقیده‌هایم...
و مسخ شدن در این سرزمین مسخ شده...
 
 
   |    نوشته شده توسط s.m.h.m
 
 
  شعار نامزدان پارلماني را مي خوانم و به ياد جملاتي از سينوهه در كتابش مي‌افتم:
"ممکن است که لباس و زبان و رسوم وآداب و معتقدات مردم عوض شود ولی حماقت آنها عوض نخواهد شد و در تمام اعصار می‌توان به وسیله گفته‌ها و نوشته‌های دروغ مردم را فریفت. زیرا همانطور که مگس،عسل را دوست دارد، مردم هم دروغ و ریا و وعده های پوچ را که هرگز عملی نخواهد شد دوست می دارند.
دانائي مثل تيزاب است و قلب انسان را مي‌خورد و مرد دانا نمي‌تواند مثل ديگران، نادان شود و خود را به حماقت بزند. كسي كه بذاقه احمق است از ناداني خود رنج نمي‌برد ولي آن كس كه حقيقتي را دريافته نمي‌تواند خود را همرنگ احمق‌ها نمايد.
متوجه شدم كه چگونه حماقت نوع بشر هرگز از بين نمي‌رود و در هر دوره ميتوان از ناداني و خرافه‌پرستي مردم استفاده كرد."


 
 
   |    نوشته شده توسط s.m.h.m
 
 
  وقتی چشم هایت خسته اند، وقتی آن قدر به دنبال كار گشته‌اي و هیچ کاری پیدا نکرده ای، وقتی به خاطر خويشاوندان رییس مجبور به استعفا از اداره شده ای، وقتی نصف شب از فکر خوابت نمی برد، وقتی پا به کوچه می گذاری به خاطر هوای مطبوع جوی ها سرت گیج می رود، وقتی که کسی را نداری که با او درد دل کنی، وقتی مجبور شوی تمام پس انداز چند ساله‌ات را به خاطر قرض هایت خرج کنی، وقتی حتا نه ساعت خوابیدن هم تو را بی خواب کند، وقتی از نگرانی معده و روده ات قاطی کند و صداهای عجیب و غریب از خود در آورد، وقتی در کشوری زندگی کنی که هر كاري كنند؛ به نام خرافات به خوردت دهند، وقتی چشم هایت آن قدر ضعیف شده اند که حتا با لنز شماره هشت هم نمی توانی درست ببینی، وقتی آن قدر اعتماد به نفست را از دست داده ای که می‌ترسی چیزی بگویی، وقتی به دنبال اتاقی برای خودت می گردی و می گویند به مجردها خانه نمی دهیم، وقتی نگران گرم شدن کره زمین و بالا آمدن سطح آب دریاها هستی، وقتی از آینده خاورمیانه می ترسی، وقتی این همه تبعیض ها و واسطه بازي را می بینی، وقتي دلت مي خواهد همانند ديگران خود را براي مجلس نامزد كني، و...
و وقتي هي تراشيدي و هي فردا درآمد ريش
كاش بودي كوسه يا پاكيزه رو چون روز پيش (1)
وقتي ديگر از نوشتن خسته شده اي، خب ديگر چيزي نمي نويسي...


(1)    ـ شعر از ابراهیم نبوي.


 
 
   |    نوشته شده توسط s.m.h.m
 
 
  هر عمل که از انسان سر می زند، مانند سنگی است که به دریا می اندازد. این سنگ بعد از اینکه در آب افتاد صدایی بزرگ ایجاد می کند. و آب را متلاطم می کند و انسان فکر می کند که هرگز اثر آن هیجان از بین نخواهد رفت ولی بعد از چند لحظه آب آرام می گیرد. به طوری که انسان به خود می گوید: اصلا سنگی در این آب نیافتاده وگرنه این طور آرام نبود.
 
 
   |    نوشته شده توسط s.m.h.m
 
 
  دچار یه نوستالوژی وخیم شدم...
نوستالوژی به جایی که بهش تعلق نداری و قبولت ندارند، خیلی دردناکه؟!
امیدوارم با سفر یه جای دیگه احساس کنم که اونجا، همون جایی که بهش تعلق دارم، و این نوستالوژی درمان بشه، اما از اون می ترسم که بفهمم همین جا، تنها جایی بوده که بهش تعلق داشتم...


 
 
   |    نوشته شده توسط s.m.h.m
 
 
  با خيال راحت و كمال آرامش لم داده بود، نه به فكر پيشرفتي در كار بود و نه برايش مهم بود كه نتيجه كارش چه خواهد شد، در افكار خود غرق بود، نمي دانم چه افكاري اما مطمئنم در مورد اينكه چطور بر روي ماه آب پيدا شده فكر نمي كرد. ناخودآگاه به ياد آن جمله از دكتر شريعتي افتادم كه: " هر که بیشتر از آنچه دارد بخواهد و بیشتر  در آنچه هست احساس تشنگی و رنج بکند پویاتر است و به همین نسبت انسان تر؛ کسی که در روزمرگی و زندگی مصرفی و لذت بودن خویش افتخار می کند و کسی که پایگاه انسانی عمیق خود را در " کائنات " نمی داند، به رکود خو کرده است و از وضع خویش آگاه نیست .
یعنی او دیگر انسان نیست ..."
با ياد اين جمله من هم به فكر فرو رفتم...
 
 
   |    نوشته شده توسط s.m.h.m
 
 
     
 

pctfx3.3

Digital Classic Fix Template

سي دي كاتالوگ چند رسانه اي گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog دامنه فارسی

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور